برای نو شدن افکارم زیر ابروهایم را برداشتم
و برای بیشتر جلوه کردن سر کلاس فلسفه غیبت کردم
و برای نشان دادن اعتماد به نفسم برگه منطق را سفید تحویل دادم
و برای اینکه به سبیل های کلفت پدرم بفهمانم من دیگر بزرگ شده ام قلیون را کنار گذاشتم و سیگار مگنا کشیدم. . . .
===. . . .
من حاضرم شرفم رو گرو بگذارم تا به توثابت کنم که اون زنش نبود...!
منم باید یاداوری کنم که قبلا شرفت رو در یک قمار بازی گرو گذاشتی .....!